امام علي (ع) پس از ضربت خوردن وقتي چشمان خود را گشودند و به "ابن ملجم" نگريستند كه دستان او را بسته بودند و شمشيرش بر گردنش آويزان بود، با صدايي ضعيف و همراه با دلسوزي و مهرباني فرمودند:
سفارش به امام مجتبی(ع)
آن گاه امام (ع) رو به فرزند خود امام حسن مجتبی(ع) كرد و در حق آن ملعون سفارش نمودند:
«اي فرزندم با اسير خود مدارا كن و با او مهربان باش و نيكي و شفقت و رحمت را در پيش گير. از آنچه می خوری به او بخواران و از آنچه خود می پوشی به او بپوشان.پس اگر من از دنيا رفتم شما هم می توانید او را ببخشید و هم او را قصاص کنید و اگر خواستید قصاص کنید فقط با یک ضربه (نه بیشتر).»(۱)(۲)
شفقت و مهربانی ایشان حتی با قاتل خود تا آنجاست که تا مطلع نمی شد که به ابن ملجم غذا داده اند غذا نمی خورد و او را بر خود مقدم می داشت.
۱-قمي، شيخ عباس؛ منتهي الامال، چاپ گيتي، انتشارات كتابچي، ج ۱، ص۱۸۳.
۲-وسائل الشيعة، ج ۱۱، ص ۴۹.
شهادت مولی الموحدین امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
را به امام زمان (عج) و تمام بشریت تسلیت عرض می نماییم.
دانلود مداحی این پست می روم ولی شکسته بالم

مرحوم کلینی(ره) از شخصی به نام ابو اُسامه حکایت کرده است که در سالی امام حسن علیه السلام پیاده به حج مشرّف میشد، (بر اثر پیادهروی) پاهای مبارکش ورم کرد. یکی از غلامان عرض کرد: اگر سوار شوید این ورم فرو مینشیند. حضرت فرمود: نه! به منزل بعدی که رسیدیم مرد سیاهی از ما استقبال خواهد کرد، با او روغنی است، آن را از او خریداری کن، بدون این که چانه بزنی، غلام عرض کرد: من هیچ گاه در هیچ منزلی کسی را که چنین دارویی بفروشد ندیدهام. حضرت فرمود: اما در منزلی که در پیش داریم خواهد بود.
مقداری که جلو رفتیم مرد سیاهی نمودار شد. امام مجتبی علیه السلام فرمود: مردی که گفتم همین است، روغن را از او بگیر و بهایش را بپرداز، مرد سیاه از غلام پرسید: روغن را برای چه کسی میخواهی؟ گفت: برای حسن بن علی علیه السلام. آن مرد گفت: مرا نزد او ببر، غلام، وی را به حضور امام برد.
مرد سیاه به امام عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت! ابتدا نمیدانستم که شما به این روغن نیاز دارید وگرنه بهای آن را نمیگرفتم، من غلام شمایم، همسرم را در حالی در خانه گذاشتم، که هنگام زایمانش بود، از شما میخواهم دعا کنید خداوند به من پسری عنایت کند که از دوستداران شما اهلبیت باشد.
حضرت فرمود: به خانهات بازگرد، همانا خداوند به تو پسری رحمت فرموده است که از شیعیان ماست.
منبع:
اصول کافی، ج ۱، ص ۴۶۳٫
تولد امام حسن (ع) بر دوستداران حضرتش مبارک باد.
دانلود مولودی دلبر اگه تو باشی ،کار تو نشد نداره

شدت محبت شیعیان به اهل بیت حتی در صورتی که خطایی انجام داده و از سوی امامشان مجازات شوند:
اصبغ بن نباته میگوید:
امیرالمؤمنین علیه السلام سرگرم قضاوت و داورى میان مردم بود که سیاهچهرهاى را دست بسته آوردند و گفتند:«اى امیرالمؤمنین، این شخص دزدی کرده است.»
امام به او فرمود:«آیا دزدى کرده اى؟» گفت:«آرى، اى امیرالمؤمنین.»
فرمود:«مادرت به عزایت بنشیند، اگر سه بار اقرار کنى، دستت را قطع میکنم.»
او گفت:«آرى، اى مولاى من. من دزدى کردهام.»
امام به او فرمود:«واى بر تو. دزدى کردهاى؟»
گفت:«آرى، اى مولای من.»
در این هنگام امام فرمان داد دستش را به دلیل دزدى بریدند.
او دست بریدهاش را به دست چپش گرفت.
در راهی که بر می گشت ابن کواء (یکی از خوارج ) از او پرسید:« چه کسى دست راستت را بریده است؟»
او گفت:« سرور اوصیا و پیشواى سپیدچهرهگان زیباروى و برترین مردم، امیرمؤمنان، على بن ابى طالب. او که پیشواى هدایت است و همسر فاطمهی زهرا، دختر محمد مصطفى، و پدر حسن مجتبى و حسین برگزیده. او که پیشتاز به بهشت است و هماورد قهرمانان و انتقامگیرنده از نادانان. کسی که انفاق میکند و مردم را به سوی رشد، هدایت مینماید. او شجاع مکه است و ...»
ابن کواء دیگر نتوانست تحمل کند و با اعتراض به او گفت:«واى بر تو! دست راستت را جدا کرده و تو این همه، او را ستایش مى کنى؟!»
او گفت:« چگونه او را نستایم در حالى که محبت او با گوشت و خونم آمیخته است. به خدا سوگند، او دست مرا فقط بر اساس حقى که خداوند بر من واجب گردانیده، قطع کرد.»
خبر به گوش امام علی رسید. امام او را فرا خواند و دست بریدهاش را سر جایش گذاشت و با ردایش آن را پیچید. آنگاه برخاست و نماز گزارد و دعا کرد و آمین گفت. سپس ردایش را برداشت و فرمود:«اى رگ ها! همانند گذشته، به هم متصل شوید.»
ناگهان دزد سیاه برخاست و فریادزنان گفت:« به خدا و محمد و به على که دست بریده ام را سر جایش گذاشت ایمان آوردم.»
سپس خود را به پاى امام انداخت و گفت:« پدرم و مادرم به فدایت، اى وارث علم پیامبر. »
پیام این پست :
اکنون وقت آن رسیده که ما هر چند خطاهای بی شماری انجام داده ایم ولی محبت خود را به امام زمان خود ثابت کنیم و سعی کنیم همیشه به یاد او باشیم و کاری کنیم که موجب شادی دل حضرتش و تعجیل در ظهورش شویم.برای تعجیل درظهورش صلوات
منابع:
· بحارالانوار، ج40، ص281، حدیث 44 ------- روضه، فضائل
دانلود مداحی این پست عشق یعنی یه پلاک

امام علی (ع) در وصف رسول الله و اهل بیت گرامیش صلوات الله علیهم اجمعین می فرمایند:
رسول الله (ص) دنیا را حقیر و کوچک می دید ،بدان اهمیتی نمی داد و آن را پست می شمرد .
او می دانست که خداوند تبارک و تعالی دنیا را از او دور ساخته چون چنین اراده کرده و دیگری را به دنیا رسانده بود چون دنیا حقیر بود.
پس آن گرامی با رضایت خاطر از دنیا اعراض کرده بود و یاد آن را از نفس خویش دور ساخته بود .
او علاقمند بود که زر و بر دنیا را نبیند تا از زینت آن لباس آراسته طلب نکند و یا ماندن در آن را آرزو ننماید.
حضرت محمد (ص) چنان رسالتش را انجام داد که برای کسی جای عذر و بهانه نماند و امت خود را اندرز داد و تر سانید و به بهشت دعوت کرد و مژده آن را داد.
ما (امامان معصوم) از شجره نبوت هستیم ،ما پایگاه رسالت هستیم ،ما پایگاه رسالت و جایگاه رفت و آمد فرشتگانیم . ما کانون معرفت و چشمه های حکمت می باشیم.یاران و دوستان ما به رحمت پروردگار امید وارند و برای دشمنان و کینه جویان ما غضب و خشم پروردگار آماده است. (خطبه 108 نهج البلاغه)
این معرفی نامه ای بسیار بسیار بسیار مختصر ازکسانی است که از نظر خداوند لیاقت محبت کردن را دارند و جواب محبت به خودشان را به بهترین نحو ممکن می دهند و در مراحل مختلف زندگی (تحصیل،ورزش ،خانواده ،ازدواج و...) مارا رها نمی کنند و از کار دوستداران خود چه مسلمان ، چه مسیحی و... به اذن خداوند مشکل گشایی کرده و خواهند کرد.
به زودی در پست های مختلف قطره ای از این یاری رسانی ها که در کتب مختلف جمع آوری شده اند با ذکر سند قرار داده خواهند شد تا مشک محبت اهل بیت را بشناسیم و تا می توانیم خود را سیراب کنیم.
دانلود مداحی این پست مشک محبت

الگوپذيري نخبگان از عزت حسيني
قيام كربلا تأثير بسزايي در انسانها - حتي غير مسلمانان - گذاشته است.عظمت قيام، جانفشاني، ايثار، شجاعت، عزت و جلوه هاي ديگري از صفحات عاشورا كهامام حسين (ع)و يارانش آن را رقم زدند، نخبگان، آزادانديشان، عزت جويان و عزتخواهان بسياري از مردان سياست تا اهل قلم در عالم تأسي به سرور آزادگان كردند وعصاره انديشه و ديدگاه خويش را در مورد امام حسين (ع) و نهضت جاودانهاش بازگوكردند، از آن جمله: